ناگهان شنبه
راضیه حسینی
شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی: «مردم در تصمیمهای حوزه سوخت غافلگیر نخواهند شد.»
اما در حوزههای دیگر ممکن است طوری سورپرایز شوند که دیگر سورپرایز نشدن در حوزهی سوخت به دیدشان نیاید. همیشه فکر میکردیم واژهی «سورپرایز» یا همان «شگفتانه» بار حسی خوبی دارد. به قول کتابهای انگیزشی، فرکانس مثبتی دارد و باید هالهای خوشرنگ و لعاب دور آدم را بگیرد؛ اما دقیقاً بعد از چند بار سورپرایز شدن توسط تصمیمات جذاب مسئولان، متوجه شدیم میتواند فرکانسی داشته باشد که نتیجهاش تشکیل هاله که نه، موج، یا بهتر بگوییم سونامیای در اطراف ماست که قبل از تجزیهوتحلیل خبر و فهمیدن اینکه چه شد و چه نشد، ما را در خود محو میکند.
راستش را بخواهید در حال حاضر دچار فوبیای «سورپرایز» شدهایم و هر مسئولی در این زمینه چیزی بگوید پنیک میکنیم. البته پنیک خیلی به حال و روزمان نمیآید و بیشتر به درد همان اروپاییهایی میخورد که با گرمای کمی بیشتر از معمول هوا، پنیک میکنند و به خورشید حس عذاب وجدان میدهند. برای ما باید واژهای دیگر به کار برده شود. مثلاً کف و خون بالا میآوریم، رعشه میگیریم، نمیدانیم یک چیزی در این مایهها.
مسئولان عزیز، هر کاری دلتان میخواهد، هر زمان و هر مکانی که خواستید انجام دهید، فقط تا میتوانید این واژه را به کار نبرید. در حال حاضر ما چه سورپرایز بشویم، چه نشویم کاری از دستمان برنمیآید.
مثلاً اگر بفهمیم سوخت قرار است گران شود، یا اصلاً ندانیم و «ناگهان شنبه» برسد و بفهمیم که سوخت گران شده است، چه فرقی به حالمان میکند؟ اگر بدانیم، میتوانیم پول بیشتری پسانداز کنیم؟ اگر ندانیم، پولهای پسانداز شدهمان را خرج میکنیم؟
با خیال راحت به کارهایتان برسید، یکهو اعلام کنید، از پیش خبر بدهید، ده بار هشدار بدهید. فقط واژهی «سورپرایز» را به کار نبرید. اصلاً حتی بعد از گرانی هم اعلام نکنید.
بگذارید خودمان با گرانی چشم تو چشم شویم و خودش یقهمان را بگیرد و واقعیت را نشانمان دهد. مهم نیست. فقط شما همین یک کلمه را دیگر به کار نبرید. ما هم قول میدهیم هیچوقت از سورپرایزهایتان چیزی یادمان نماند، فقط یادمان بیاید از این واژه بدمان میآید.
چرا؟ کسی چه میداند؟






