صرفاً جهت اطلاع
راضیه حسینی
سخنگوی دولت: «هزینه حمل هر لیتر بنزین تا جایگاه و هزینه جایگاهدار بین ۳ تا ۴ هزار تومان است.»
نگران نباشید. ما از بچگی عادت داریم بابت مسائل زیادی که دست خودمان نیست شرمنده شویم. در واقع هر چه را خوب بلد نباشیم این یکی را از بریم.
اجازه بدهید با ذکر چند مثال موضوع را روشن کنیم. برای این کار باید کمی به عقب برگردیم. البته میدانیم که مسئولان از این کار اصلاً خوششان نمیآید و همواره با سرعت به جلو حرکت میکنند، ولی لطفاً این یک مورد را به بزرگی خودتان ببخشید و اجازه دهید کمی خاطرهبازی کنیم.
ناظمی داشتیم که برای هر چیز موجود، و گاهی ناموجود در مدرسه، یک تغار منت بر سرمان میگذاشت. آنقدر که در انتهای سال تحصیلی، دیسک کمر و گردن میگرفتیم. مثلاً میگفت:
«ما برای میز و نیمکتهای شما کلی هزینه کردیم. خانم مدیر از خواب بعد از ظهرش زد، من از نوبت آرایشگاهم زدم، تا شب موندیم برای تحویلگرفتن اینها. تازه برای جابهجایی هم کمک کردیم. ببینید این انگشت کوچیک من سر همین کار کبود شد. اصلاً نمیخوام منت بذارم، فقط میخوام در جریان باشید.»
ما هم هر بار که روی نیمکتها مینشستیم شرمندهی انگشت کبود خانم ناظم میشدیم. یکبار هم بابت اینکه مدرسهمان دستشویی دارد کلی صحبت کرد و با جزئیات گفت که حتی کاشیها و کاسه توالت دستشویی با چه زحمتی خریداری و نصب شدهاند. از آن به بعد ما اگر در حال انفجار بودیم هم سعی میکردیم از دستشویی مدرسه استفاده نکنیم تا بیشتر از این شرمنده نشویم.
میدانیم سخنگوی محترم دولت هم اصلاً قصد منتگذاشتن و شرمنده کردن ما را نداشت، فقط میخواست توضیح بدهد، مثل ناظم ما، که همیشه آخر جملههایش متذکر میشد همهی اینها برای این است که ما در جریان باشیم.
اجازه بدهید ما هم بگوییم که تا الان و با اقدامات درخشان مسئولان، هفت هشت، بلکه ده پله سقوط کردهایم زیر خط فقر و مشکل اینجاست که این سقوط کماکان ادامه دارد، البته ما اصلاً غر نمیزنیم و سعی میکنیم دوام بیاوریم. سفرهها کوچکتر میشوند، خانههای نقلیتر، جیبها خالیتر، ولی ما باز دوام میآوریم.
اینها را هم که میگوییم اصلاً برای منتگذاشتن سر شما نیست، فقط میخواهیم در جریان باشید!








