دلار: 201,805 تومان
یورو: 233,850 تومان
پوند انگلیس: 274,160 تومان
درهم امارات: 55,022 تومان
یوان چین: 29,880 تومان
دینار بحرین: 532,980 تومان
دینار کویت: 651,320 تومان
ریال عربستان: 53,442 تومان
دینار عراق: 143.6 تومان
لیر ترکیه: 4,170 تومان
ین ژاپن: 125,800 تومان
طلا 18 عیار: 21,711,600 تومان
انس طلا: 926,165,885 تومان
مثقال طلا: 93,848,000 تومان
طلا 24 عیار: 28,888,100 تومان
طلا دست دوم: 21,376,022 تومان
نقره 925: 429,389 تومان
سکه گرمی: 29,000,000 تومان
نیم سکه: 109,000,000 تومان
ربع سکه: 59,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 213,000,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,064,362,735 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 16,678,174.2 تومان
گازوییل: 246,020,475.5 تومان
نفت اپک: 17,433,933.9 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 201,805 تومان
یورو: 233,850 تومان
پوند انگلیس: 274,160 تومان
درهم امارات: 55,022 تومان
یوان چین: 29,880 تومان
دینار بحرین: 532,980 تومان
دینار کویت: 651,320 تومان
ریال عربستان: 53,442 تومان
دینار عراق: 143.6 تومان
لیر ترکیه: 4,170 تومان
ین ژاپن: 125,800 تومان
طلا 18 عیار: 21,711,600 تومان
انس طلا: 926,165,885 تومان
مثقال طلا: 93,848,000 تومان
طلا 24 عیار: 28,888,100 تومان
طلا دست دوم: 21,376,022 تومان
نقره 925: 429,389 تومان
سکه گرمی: 29,000,000 تومان
نیم سکه: 109,000,000 تومان
ربع سکه: 59,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 213,000,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,064,362,735 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 16,678,174.2 تومان
گازوییل: 246,020,475.5 تومان
نفت اپک: 17,433,933.9 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 050605251715
تاب آوری

آیا فقر عامل خشونت است؟ نقش امنیت اقتصادی و حمایت اجتماعی در ارتقای تاب‌آوری

رابطه میان فقر، خشونت و تاب‌آوری را نمی‌توان به شکل یک خط مستقیم و ساده در نظر گرفت، چرا که این سه پدیده در یک چرخه پیچیده و تعاملی با یکدیگر در هم تنیده شده‌اند. برای درک بهتر این سه‌گانه، باید از نگاه‌های تقلیل‌گرایانه فاصله گرفت و آن‌ها را به عنوان اجزای یک نظام پویا دید که در آن، هر تغییر در یک بخش می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای در بخش‌های دیگر ایجاد کند.

فقر در معنای اقتصادی، بیش از آنکه صرفاً به معنای کمبود درآمد باشد، نوعی محرومیت از ثبات و امنیت است. فشارهای اقتصادی مزمن، استرس مداومی را به افراد و خانواده‌ها تحمیل می‌کند که این فشارها می‌توانند ظرفیت ذهنی و عاطفی فرد را برای مدیریت هیجانات کاهش دهند. وقتی خانواده‌ای درگیر ناامنی‌های معیشتی، بدهی، یا ترس از آینده است، سطح تنش در روابط بین‌فردی بالا می‌رود. این تنش، بستر را برای شکل‌گیری تعارضات خشن فراهم می‌کند، اما نکته کلیدی اینجاست که فقر هرگز به تنهایی عامل تولیدکننده خشونت نیست؛ بلکه فقر به عنوان یک محرک زمینه‌ای عمل می‌کند که احتمال بروز رفتارهای خشونت‌آمیز را در صورت نبود سازوکارهای حمایتی، افزایش می‌دهد.

در این میان، خشونت نه تنها پیامدِ شرایط نامساعد اقتصادی است، بلکه خود یکی از عوامل اصلیِ بازتولید فقر و محرومیت محسوب می‌شود. زمانی که خشونت، چه در سطح خانواده و چه در سطح جامعه رخ می‌دهد، ظرفیت‌های فردی و اجتماعی را به شدت تحلیل می‌برد. فرد قربانی خشونت، چه از نظر روانی و چه از نظر اقتصادی، صدمه می‌بیند؛ او ممکن است شغل خود را از دست بدهد، دچار اختلالات روانی شود، یا اعتماد به نفس لازم برای پیشرفت اجتماعی را از دست بدهد. بنابراین، خشونت چرخه‌ای ایجاد می‌کند که فرد را در فقر نگه می‌دارد و راه برون‌رفت از آن را دشوارتر می‌سازد.

در این معادله، مفهوم تاب‌آوری به عنوان حلقه مفقوده و نیروی مقابله‌کننده وارد می‌شود. برخلاف تصور عمومی، تاب‌آوری یک فرایند پویاست که در آن فرد، خانواده یا جامعه، در مواجهه با فشارهای ناشی از فقر یا خشونت، از منابع درونی و بیرونی خود استفاده می‌کند تا بتواند با شرایط سازگار شود، آسیب‌ها را به حداقل برساند و در نهایت مسیر خود را بازسازی کند. تاب‌آوری واقعی نیاز به حمایت‌های بیرونی دارد. در واقع، تاب‌آوریِ پایدار حاصلِ ترکیبِ توانمندی‌های فردی، مانند خودتنظیمی هیجانی و حل مسئله، با حمایت‌های ساختاری مانند دسترسی به خدمات ایمن، شبکه اجتماعی حامی و عدالت اجتماعی است.

وقتی این سه را در کنار هم می‌گذاریم، به یک مدلِ تعدیل‌گر می‌رسیم.

تاب‌آوری در اینجا به مثابه یک سپر عمل می‌کند که می‌تواند زنجیره علّی میان «فشار اقتصادی» و «خشونت» را قطع کند.

اگر فردی در فقر باشد اما از حمایت‌های اجتماعی برخوردار باشد، خانواده‌ای امن داشته باشد و بتواند مهارت‌های لازم برای تنظیم هیجان را بیاموزد، احتمال اینکه او به سمت خشونت برود به‌شدت کاهش می‌یابد. بنابراین، مداخله علمی برای حل این سه‌گانه تنها بر آموزش‌های فردی متمرکز نیست، بلکه نیازمند سیاست‌گذاری‌هایی است که هم‌زمان هم فقر را کاهش دهند، هم بسترهای خشونت را مسدود کنند و هم زیرساخت‌های تاب‌آوری جمعی را تقویت نمایند.

دکترمحمدرضا مقدسی موسس و بنیانگذار خانه تاب آوری در ادامه آورده است رفاه اقتصادی به تنهایی تضمین‌کننده سعادت نیست و فقر نیز محکوم‌کننده فرد به خشونت نیست. آنچه سرنوشت را در این میان تغییر می‌دهد، کیفیتِ روابط انسانی، امنیتِ ساختاری و میزان دسترسی به منابع حمایتی است.

تاب‌آوری زمانی شکوفا می‌شود که جامعه بستری فراهم کند تا افراد نه به تنهایی، بلکه در سایه حمایت‌های نهادی و انسانی، بتوانند بر شرایط دشوار چیره شوند. این سه‌گانه نشان می‌دهد که ما برای داشتن جامعه‌ای سالم‌تر، باید هم‌زمان به دنبال ارتقای رفاه عمومی، کاهش خشونت و افزایش سرمایه اجتماعی باشیم، چرا که هیچ‌کدام از این‌ها بدون دیگری به سرانجام نمی‌رسد.

رابطه میان اقتصاد، خشونت و تاب‌آوری را نمی‌توان با یک الگوی خطی، ساده یا تک‌عاملی توضیح داد.

در نگاه کلاسیک و سطحی به آسیب‌های اجتماعی، گاه چنین فرض می‌شد که فقر به‌خودی‌خود معادل خشونت است یا برعکس، رشد شاخص‌های اقتصادی و انباشت ثروت به‌صورت خودکار امنیت، کاهش رفتارهای پرخطر و ارتقای سازگاری روانی و اجتماعی را تضمین می‌کند. بااین‌حال، پیشرفت‌های نظری و شواهد تجربی در حوزه‌های تاب‌آوری اجتماعی ـ اکولوژیک، اقتصاد رفتاری، سلامت عمومی و روان‌شناسی اجتماعی نشان داده‌اند که این سه مفهوم، اضلاع یک سامانه پیچیده و به‌هم‌پیوسته‌اند.

در این سامانه پویا، متغیرهایی چون توزیع منابع، قدرت چانه‌زنی، کیفیت روابط بین‌فردی، اعتماد نهادی، دسترسی به زیرساخت‌ها، تجربه زیسته خشونت و ظرفیت جذب شوک به‌طور پیوسته بر یکدیگر اثر می‌گذارند و چرخه‌هایی از پسرفت یا پیشرفت را پدید می‌آورند.

اگر بخواهیم این سه‌گانه را در یک چارچوب تحلیلی منسجم صورت‌بندی کنیم، لازم است مؤلفه اقتصاد را در دو پیوستار متضاد شامل فقر، ناامنی معیشتی و محرومیت مادی در یک سو، و رفاه چندبعدی، امنیت اقتصادی و افق‌های فرصت در سوی دیگر مفهوم‌پردازی نماییم. در این ساختار، خشونت نقشی بحران‌زا و تخریب‌کننده منابع دارد، درحالی‌که تاب‌آوری ظرفیتی بنیادی برای حفظ انسجام، جذب تنش، بازسازی عملکرد و حتی ایجاد دگرگونی مثبت در مواجهه با ناملایمات است. بررسی‌های نظام‌مند در مطالعات تاب‌آوری نشان می‌دهند که سرمایه اقتصادی به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست، بلکه پیوند آن با سرمایه اجتماعی، شبکه‌های حمایتی، آموزش و ظرفیت خدمات عمومی است که توانایی بوم‌سازگان‌های انسانی را برای پاسخگویی به فشارها تعیین می‌کند.

پرسش محوری درباره اینکه آیا فقر علت خشونت است، پاسخی مشروط دارد که باید از جبرگرایی مکانیکی فاصله بگیرد.

گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی سلامت و رفاه، فقر، بیکاری، بی‌ثباتی درآمدی، شکاف‌های جنسیتی و شرایط فرسوده زیست‌محیطی را به‌عنوان عوامل خطر ساختاری برای انواع خشونت معرفی می‌کنند. بااین‌حال، پژوهش‌های روش‌شناختی نوین تمایز میان فقر درآمدی صرف، احساس محرومیت و نابرابری ساختاری را مورد تاکید قرار داده اند.

یک خانواده با درآمد اندک اما برخوردار از سرمایه اجتماعی غنی و پیوندهای ایمن ممکن است محیطی به‌مراتب مسالمت‌آمیزتر از خانواده‌ای با درآمد متوسط اما گرفتار در ناامنی مزمن شغلی، بدهی سنگین و تعارضات ارتباطی تجربه کند.

بررسی‌های جدید در حوزه اقتصاد و جرم‌شناسی نیز تأکید دارند که وجود همبستگی آماری در برخی داده‌های کلان نباید با رابطه علّی مستقیم اشتباه گرفته شود؛ زیرا فقر عمدتاً بستر و زمینه‌ساز آسیب‌پذیری است و اثر خود را از طریق میانجی‌های روانی و محیطی اعمال می‌کند.

یکی از معتبرترین چارچوب‌های نظری برای درک این سازوکار، مدل استرس خانوادگی است.

بر پایه این دیدگاه، فشار اقتصادی به‌صورت مستقیم به پرخاشگری منجر نمی‌شود، بلکه محرومیت مادی ادراک‌شده و ناامنی معیشتی ابتدا به استرس حاد و مزمن در والدین تبدیل می‌شود. این تنش هیجانی سبب خستگی شناختی، کاهش تاب‌آوری فردی، تضعیف مهارت‌های تنظیم هیجان و بروز تعارضات زناشویی می‌گردد.

در ادامه، افت کیفیت مراقبت و اختلال در فرایندهای فرزندپروری، بستر را برای رفتارهای تند، خشونت خانگی یا سوءرفتار با کودکان هموار می‌سازد. ازاین‌رو، میزان استرس تجربه‌شده و ضعف در هم‌تنظیمی عاطفی، حلقه‌های واسط کلیدی میان ترازنامه مالی خانوار و جو روانی حاکم بر آن هستند.

مهم‌ترین بعد در بازشناسی این سه‌گانه، پذیرش ماهیت دوسویه و چرخه‌ای میان فقر و خشونت است. خشونت صرفاً پیامد محرومیت نیست، بلکه خود یکی از قدرتمندترین سازوکارهای تولید و بازتولید فقر به شمار می‌رود.

مطالعات طولی نشان می‌دهند زنانی که خشونت شریک زندگی را تجربه می‌کنند، با نرخ بسیار بالاتری از محرومیت مادی، از دست دادن مسکن امن و حتی بدهی مواجه می‌شوند.

خشونت با تحمیل صدمات جسمانی، فرسایش سلامت روان، تخریب اعتمادبه‌نفس و ایجاد محدودیت در پویایی فردی، بهره‌وری شغلی و شانس مشارکت اقتصادی را به‌شدت کاهش می‌دهد.

این تله متقاطع در تجارب دوران کودکی نیز آشکار است؛ کودکانی که در معرض سوءرفتار یا خشونت ساختاری رشد می‌کنند، در بزرگسالی با درآمدهای پایین‌تر، افت سرمایه شناختی و بی‌ثباتی حرفه‌ای دست‌به‌گریبان می‌شوند. بدین ترتیب، تله فقر به تله خشونت پیوند می‌خورد و محرومیت نسلی را تثبیت می‌کند.

در حوزه خشونت علیه زنان و دختران، پیوندهای ناامنی معیشتی، به‌ویژه ناامنی غذایی، با انواع آسیب‌های عاطفی و فیزیکی در بررسی‌های تجربی متعددی ثبت شده است. این پیوندها نشان می‌دهند که کمبود منابع چگونه تنش‌های ساختاری را در محیط خانه تشدید می‌کند. بااین‌حال، داده‌های مداخله‌ای حاصل از کارآزمایی‌های تصادفی در زمینه توانمندسازی اقتصادی، پرداخت‌های نقدی حمایتی و اعتبارات خرد حاکی از آن است که بهبود وضعیت مالی می‌تواند رفتارهای خشونت‌آمیز را به شکلی معنادار مهار کند. امنیت مالی موجب کاهش استرس زیستی و افزایش قدرت چانه‌زنی گروه‌های آسیب‌پذیر می‌شود. با وجود این، شواهد علمی هشدار می‌دهند که تزریق منابع مالی بدون دگرگونی در هنجارهای فرهنگی و ساختارهای قدرت، گاه با پدیده واکنش منفی روبه‌رو می‌شود؛ پدیده‌ای که در آن استقلال مالی نوظهور ممکن است در بسترهای مردسالارانه تهدیدی برای اقتدار سنتی تلقی شده و در کوتاه‌مدت به افزایش رفتارهای سلطه‌گرایانه یا کنترل‌گری بینجامد. بنابراین، اقتصاد زمانی عامل پیشگیری پایدار است که با دگرگونی اجتماعی و ارتقای منزلت همراه گردد.

در این میان، تاب‌آوری به‌عنوان ستون سوم و تعدیل‌کننده سامانه عمل می‌کند.

تاب‌آوری نباید به‌مثابه پذیرش منفعلانه بی‌عدالتی، سکوت در برابر تروما یا تحمل بی‌پایان مشقت تلقی شود.

تاب‌آوری خو گیری به عامل مزاحم نیست.

در رویکردهای جامع و کل نگر، تاب‌آوری فرایندی پویا برای حفظ کارکرد سالم، بازیابی منابع و خلق گزینه‌های رهایی‌بخش است.

کمبود منابع مالی و ناامنی در تأمین نیازهای اولیه مثل غذا، فشار روانی در محیط خانواده را به‌شدت بالا می‌برد و این بخودی خود زمینه‌ساز بروز خشونت علیه زنان می‌شود. بهبود وضعیت مالی خانواده‌ها از طریق توانمندسازی اقتصادی یا حمایت‌های نقدی می‌تواند با کاهش استرس و افزایش قدرت تصمیم‌گیری زنان، نقش مؤثری در مهار این رفتارهای آسیب‌زا ایفا کند؛ با این حال، باید توجه داشت که تزریق پول به‌تنهایی راه‌حل کاملی نیست.

در جوامعی که هنجارهای سنتی و مردسالار همچنان حاکم هستند، استقلال مالی نوظهورِ زنان ممکن است توسط مردان به عنوان تهدیدی برای اقتدار سنتی آن‌ها دیده شود که گاهی باعث بروز واکنش‌های تند و افزایش رفتارهای کنترل‌گرانه در کوتاه‌مدت می‌شود. بنابراین، حمایت‌های اقتصادی زمانی به پیشگیریِ پایدار از خشونت می‌انجامد که همزمان با تغییر نگرش‌های فرهنگی، احترام به جایگاه زن و اصلاح ساختارهای نابرابر اجتماعی همراه باشد.

تاب‌آوری فقط یک ویژگی ذهنی یا اراده فردی نیست، بلکه مستقیماً با جسم و زیست‌شناسی ما در ارتباط است. وقتی فرد مدام با تهدید، تبعیض و نداری روبه‌رو باشد، سیستم مهار استرس در بدنش به هم می‌ریزد و ترشح هورمون‌هایی مثل کورتیزول از تعادل خارج می‌شود؛ این فرسودگی جسمی و عصبی در واقع توان طبیعی بدن را برای آرام شدن و سازگاری با سختی‌ها تحلیل می‌برد. به همین دلیل فقر و خشونت هم‌زمان روح و جسم انسان را خسته می‌کنند و قدرت کنار آمدن با مشکلات را پایین می‌آورند. با این حال، حتی در شرایط سخت اقتصادی، وجود ارتباطات انسانی امن و حمایتگر، یادگیری و داشتن حامیان دلسوز در کنار فرد می‌تواند مانند سپری محافظ عمل کند و به بدن و ذهن کمک کند تا بهتر بازیابی شوند و فراتر از محدودیت‌های مالی، توان رشد و دوام آوردن را به دست آورند.

مواجهه مزمن با تهدید، تبعیض و محرومیت، بر سامانه تنظیم استرس بدن و بار آلوستاتیک اثر می‌گذارد و ترشح هورمون‌های کورتیزول و پاسخ‌های عصبی را دچار اختلال می‌کند.

ابعاد بیولوژیک تاب‌آوری نیز پیوند عمیق این مؤلفه‌ها را آشکار می‌سازد. فقر مزمن یا مواجهه مزمن با تهدید، تبعیض و محرومیت، بر سامانه تنظیم استرس بدن و بار آلوستاتیک اثر می‌گذارد و ترشح هورمون‌های کورتیزول و پاسخ‌های عصبی را دچار اختلال می‌کند.

خشونت و فقر با فرسایش ظرفیت‌های تن‌تنظیمی، بستر روانی و بدنی سازگاری را تحلیل می‌برند. بنابراین، تاب‌آوری مقوله‌ای صرفاً انتزاعی نیست، بلکه ریشه در سلامت جسمی و بوم‌شناسی محیط پیرامون هم دارد. فقر منابع مورد نیاز برای سازگاری را محدود می‌کند، اما ترکیب فقر با حمایت اجتماعی منسجم، آموزش باکیفیت و روابط انسانی ایمن می‌تواند ظرفیت بقا و رشد را فراتر از شاخص‌های اقتصادی صِرف بالا ببرد.

از این منظر، رفاه اقتصادی را باید یک زیرساخت بنیادین و ذخیره ظرفیت برای تاب‌آوری دانست.

فرد یا جامعه‌ای که از درآمد پایدار، مسکن مناسب، خدمات درمانی و پس‌انداز احتیاطی برخوردار است، هنگام مواجهه با بحران یا رفتار خشونت‌بار، منابع و گزینه‌های انتخابی بیشتری برای اقدام، مرزبندی و خروج از محیط پرخطر دارد. در مقابل، فقدان زیرساخت اقتصادی فرد را در بن‌بست‌های معیشتی اسیر می‌کند. این تمایز روشن می‌سازد که رفاه مادی بستر تاب‌آوری است اما جایگزین تمام ابعاد آن نیست؛ کما اینکه برخورداری مالی بالا بدون بلوغ هیجانی و شبکه‌های ارتباطی سالم نمی‌تواند مانع از آسیب‌پذیری گردد.

امنیت اقتصادی و تأمین معاش، زیربنای زیستی و روانیِ تاب‌آوری است که فقر دشمن تاب‌آوری است.

در مقیاس کلان و بستر اجتماعی، تاب‌آوری از مجرای سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشارکت مدنی و شفافیت نهادی متجلی می‌شود. جوامعی که با نابرابری فاحش و شکاف طبقاتی شدید دست‌به‌گریبان‌اند، به‌تدریج فرسایش همبستگی اجتماعی و زوال اعتماد متقابل را تجربه می‌کنند؛ فرسایشی که خود کاتالیزور افزایش جرائم و خشونت‌های ساختاری است.

افزون بر این، خشونت هزینه‌های سهمگینی را بر پیکره اقتصاد ملی تحمیل می‌کند؛ از مخارج هنگفت سامانه‌های درمانی و قضایی گرفته تا اتلاف بهره‌وری نیروی کار و از دست رفتن سرمایه انسانی. گزارش‌های توسعه جهانی نیز تأیید می‌کنند که کشورها و مناطقی که درگیر چرخه‌های ناامنی و منازعات بوده‌اند، در فرایند فقرزدایی و ارتقای تاب‌آوری و بطور کلی” توسعه ” با کندی یا توقف شدید روبه‌رو شده‌اند.

اشتغال پایدار دقیقاً در کانون این منظومه چندوجهی قرار دارد. شغل تنها یک کانال برای تأمین معاش نیست، بلکه مولد کرامت انسانی، نظم روانی، هویت‌یابی، روابط اجتماعی و احساس عاملیت فردی است.

اشتغال پایدار تاب‌آوری را در برابر انواع شوک تقویت می‌کند و هم‌زمان خشونت خانگی و اجتماعی را با کاهش تنش‌های معیشتی مهار می‌سازد. در مقابل، از دست رفتن شغل یا اشتغال در محیط‌های غیررسمی و ناامن، هم آسیب‌پذیری در برابر خشونت را مضاعف می‌کند و هم ظرفیت‌های سازگاری را رو به زوال می‌برد.

به‌منظور دستیابی به یک الگوی مداخله‌ای جامع، تمرکز سیاست‌گذاری‌ها باید از خط فقر حداقلی به سوی رفاه چندبعدی معطوف گردد.

اینکه خانواده‌ای موقتاً از زیر خط فقر خارج شود یا یک کمک مالی مقطعی بگیرد، به این معنا نیست که در برابر بحران‌ها و مشکلات آینده کاملاً بیمه شده است. برای رسیدن به یک زندگی پایدار و محکم، باید به افراد مهارت‌های حل مسئله و تصمیم‌گیری را آموزش داد و پشتوانه محکم اجتماعی و قانونی برایشان فراهم کرد. اقدامات حمایتی نباید فقط به پرداخت چندبارهٔ پول خلاصه شوند، و راهکارهای پیشگیری نیز نباید فقط به قوانین سخت‌گیرانه یا چند جلسه مشاوره فردی محدود بمانند. اگر واقعاً می‌خواهیم اثر ماندگاری ایجاد کنیم، باید به شکل ریشه‌ای و همه‌جانبه عمل کنیم؛ یعنی وضعیت مالی را بهبود ببخشیم، روابط عاطفی و سلامت روان افراد را تقویت کنیم، پیوندهای دوستانه و خانوادگی را محکم‌تر سازیم و نابرابری‌های موجود در خانواده و جامعه را برطرف کنیم.

صرف عبور مقطعی از آستانه فقر درآمدی، متضمن مصونیت خانوار در برابر شوک‌های آتی نیست. هدایت جامعه به سوی پایداری مستلزم تجهیز افراد به مهارت‌های شناختی، گسترش حمایت‌های اجتماعی و ایجاد شبکه‌های ایمنی نهادی است. سیاست‌های پیشگیرانه نباید در مرزهای اقدامات تنبیهی، قضایی یا مشاوره‌های فردی متوقف شوند، همان‌طور که برنامه‌های حمایتی نیز نباید صرفاً در قالب کمک‌های مالی توزیعی باقی بمانند. اثربخشی پایدار مستلزم طراحی مداخلات چندسطحی است که به‌طور هم‌زمان ریشه‌های اقتصادی، نابرابری‌های قدرت، سلامت هیجانی و سرمایه ارتباطی را هدف قرار دهند.

جامعه تاب‌آور جامعه‌ای نیست که آستانه تحمل اعضای آن را در برابر بی‌عدالتی، فشار معیشتی و رفتارهای پرخاشگرانه بسنجیم؛ بلکه جامعه‌ای است که با ایجاد فرصت‌های شغلی عادلانه، توزیع متوازن منابع، حاکمیت قانون و ترویج الگوهای امن ارتباطی، بستری فراهم می‌سازد که پیشگیری از خشونت در ساختار روزمره آن نهادینه شود. با اتکا به این نگرش سیستمی، اقتصاد ظرفیت‌ساز، روابط انسانی بدون خشونت و تاب‌آوری کنش‌گرایانه در قالب یک مارپیچ صعودی به یکدیگر پیوند می‌خورند و چرخه بازتولید آسیب را به چرخه‌ای پویا برای رشد، شکوفایی و توسعه همه‌جانبه تبدیل می‌کنند. چنین مدلی می‌تواند در تحقیقات تجربی و برنامه‌ریزی‌های راهبردی، نقشه راهی منسجم برای درک روابط میان‌متغیری، میانجی‌ها و تعدیل‌کننده‌های روانی ـ اجتماعی فراهم آورد.

یک جامعه تاب‌آور جامعه‌ای نیست که ببینیم مردمش چقدر می‌توانند سختی‌های معیشتی و بدرفتاری را تحمل کنند و دم نزنند؛ بلکه جامعه‌ای است که با ایجاد شغل‌های منصفانه، تقسیم عادلانه امکانات، اجرای درست قانون و یاد دادن مهارت‌های ارتباطی امن و محترمانه، شرایطی فراهم می‌کند که خشونت و آسیب اصلاً شکل نگیرد. وقتی نگاه ما به جامعه همه‌جانبه و ریشه‌ای باشد، بهبود اقتصاد و کارآفرینی، روابط مهربانانه و بدون خشونت میان انسان‌ها، و توانایی فعالانه برای حل مشکلات مثل چرخ‌دنده‌های یک ساعت به هم کمک می‌کنند. این پیوند باعث می‌شود چرخه تکرار درد و آسیب شکسته شود و به جایش حرکتی روبه‌جلو برای پیشرفت، آرامش و رشد همه افراد به وجود بیاید. چنین نگاهی می‌تواند راهنمایی روشن و کاربردی برای پژوهشگران و مدیران باشد تا بفهمند چگونه عوامل روانی، اجتماعی و اقتصادی روی هم اثر می‌گذارند و چگونه می‌توان برنامه‌هایی پایدار و موثر طراحی کرد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا