قاتل خاموش توسعه؛ چگونه شکاف قیمتی، بنزین را به ابزار فساد تبدیل میکند؟
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
تصور کنید رودخانهای خروشان و پنهان در زیرِ پوستِ اقتصاد ایران جریان دارد؛ رودخانهای نه از آب، که از بنزین و گازوئیل؛ این جریانِ سیّال و سمی، قاچاقِ سوخت است؛ بلایی که هر سال میلیاردها دلار از ثروتِ ملی را میبلعد، امنیتِ جادهها را به خطر میاندازد و فساد را در تار و پودِ نظام توزیع نهادینه میکند؛ اما این صرفاً یک دزدیِ سازمانیافته نیست؛ ما با یک «پدیدهی پیچیدهی اقتصادی-امنیتی» روبهرو هستیم که راهحل آن نه در گلوله و سیمخاردار، که در یک مهندسیِ هوشمندانهی سیستمِ یارانهای نهفته است.
استدلال اصلی این یادداشت آن است که تنها راه مهار قاچاق، عبور از «تفنگ و دوربین» و رسیدن به «معماری نوین تخصیص یارانه» است.
برای درک عمق فاجعه، ابتدا باید موتور محرکهی این جنایت را شناخت: «شکاف قیمتی رانتی»؛ وقتی قیمت هر لیتر بنزین در ایران با نرخ آزاد، فاصلهای نجومی با کشورهای همسایه دارد، در واقع یک آهنربای فوق قدرتمند برای قاچاق ساختهایم؛ این شکاف، یک «رانت آمادهی برداشت» است؛ رانتی که سود آن از قاچاق مواد مخدر نیز فراتر رفته است؛ شبکههای قاچاق، از کارگران سادهای که با دبههای پلاستیکی کار میکنند تا مافیای سازمانیافتهای که با تانکرهای غولپیکر و لولههای زیرزمینیِ مرزی اقدام به خروج سوخت میکنند، همگی فرزندان ناخواستهی این شکاف مصنوعی هستند؛ تا این شکاف ترمیم نشود، مبارزهی فیزیکی، چیزی جز یک مسابقهی بیپایان موش و گربه نیست.
اما راهحل معجزهآسا چیست؟ نخستین و چالشبرانگیزترین راهکار، «آزادسازی قیمت سوخت همراه با یارانهی نقدی هدفمند» است؛ اما این بار نه از نوع شکستخوردهی دههی ۹۰! پیشنهاد نوآورانهی این قلم، مدل «یارانهی رمزنگاریشده بر بستر خودرو» است.
تصور کنید بهجای کارت سوخت کنونی که بهراحتی قابل سوءاستفاده و اجاره است، یارانهی سوخت مستقیماً به یک کیف پول دیجیتال و غیرقابل انتقال (Blockchain-Based) در سامانهی هوشمند خودرو واریز شود؛ سهمیهی بنزین شما نه بر اساس کارت، که بر اساس پیمایش، نوع کاربری و کد ملی تأیید شده در بستر اینترنت اشیا محاسبه میشود؛ در این مدل، سوخت در جایگاه به قیمت آزاد (مثلاً نرخ فوب خلیج فارس) فروخته میشود و سهمیهی یارانهای ماهانه، صرفاً یک اعتبار ریالی برای شارژ کیف پول سوخت شماست، نه یک لیتر بنزین قابلِ فروش؛ این روش، مفهوم دبهکردن و کارتفروشی را منسوخ میکند.
پس از اصلاح هستهی اقتصادی، نوبت به «مهندسی لجستیک» میرسد؛ باید پذیرفت که بخشی از قاچاق، زاییدهی زخمهای لجستیکی است؛ طرح «نشانهگذاری شیمیایی سوخت» یا رهگیری ایزوتوپی، یک راهکار پلیسی هوشمند است.
اگر سوخت یارانهای (داخلی) با افزودنیهای مشخص و غیرقابل حذف، از سوخت صادراتی قانونی متمایز شود، هر قطره سوخت شناسنامهدار میشود؛ آزمایشگاههای سیار مرزی میتوانند بهسرعت منبع سوخت در حال قاچاق را شناسایی کنند؛ این کار، ریسک حمل را بهشدت افزایش میدهد و هزینهی مافیا را بالا میبرد.
اما نوآورانهترین بخش این یادداشت، ارائهی دکترین «فرصتزدایی مرزی» است؛ در حال حاضر، قاچاق سوخت در مناطق مرزی، یک صنعت غیررسمی و منبع درآمد بخشی از مردم فقیر است.
سرکوب صرف، امنیت ملی را در نوار مرزی شکننده میکند؛ راهحل پایدار، تبدیل «قاچاقچی» به «صادرکنندهی قانونی انرژی» است؛ میتوان از طریق ایجاد «شرکتهای تعاونی مرزنشینان» و اختصاص سهمیهی صادرات قانونی فرآوردههای نفتی به این تعاونیها با قیمت ترجیحی، جریان خروج سوخت را از کانال قاچاق به کانال شفاف تجاری هدایت کرد؛ این کار، ضمن حفظ قدرت خرید مرزنشین، کاری میکند که سود مردم در قانون نهفته شود، نه در تانکرهای تاریکی.
کاربرد عملی این تحلیل در سیاستگذاری امروز، فراتر از یک توصیهی فنی است؛ ما نیازمند یک «قرارداد اجتماعی جدید انرژی» هستیم؛ شهروندان باید بدانند که ارزانی مصنوعی سوخت، بزرگترین تلهای است که دشمنان این آب و خاک برای فلجکردن ما طراحی کردهاند؛ تلهای که با آتش زدن سرمایهی ملی در جادههای خاکی و دادن پول گزاف به کارتلهای مرزی، عملاً پول فقرا را به جیب مافیای بینالمللی میریزد.
سوخت و انرژی، سرمایهای ملی است؛ حق کل مردم است؛ نه اینکه عدهای بخواهند از آن سواستفاده کنند و بیتالمال را به یغما ببرند؛ بسیاری از مردم در فقر بدیهی دست و پا میزنند؛ لذا لزوم ممانعت در برابر قاچاق سوخت، چه درخصوص قاچاقچیان خُرد و چه مافیای قاچاق و تخصیص منابع به همگان، بسیار محسوس است.
در نهایت، قاچاق سوخت، یک سرطان خوشخیم نیست که با مُسکّن خاموش شود؛ این یک تومور بدخیم است که ریشه در شکاف قیمتی و مدیریت سنتیِ توزیع دارد؛ شیمیدرمانیِ این اقتصاد بیمار، گرانسازی هدفمند، رمزنگاری یارانه، ایزوتوپنگاری سوخت و فرصتسازی صادراتی است؛ تنها با این جراحی بزرگ است که میتوانیم شیرهای ثروت ملی را که اکنون به بیرون از مرزها نشت میکند، بهسوی قلب رگهای توسعه و رفاه ایرانیان بازگردانیم؛ زمانِ آن فرارسیده که بهجای شعار «مبارزه با قاچاق»، شعار «مهندسی علیه قاچاق» را سرلوحهی کار قرار دهیم.
برچسب:
، قاچاق سوخت، شکاف قیمتی رانتی، یارانه رمزنگاریشده، کیف پول دیجیتال سوخت، معماری نوین تخصیص یارانه، نشانهگذاری شیمیایی سوخت، رهگیری ایزوتوپی، فرصتزدایی مرزی، تعاونیهای مرزنشینان، صادرات قانونی فرآوردهها، سامانه هوشمند خودرو، ، مافیای سازمانیافته سوخت، رانت آماده برداشت، کارت سوخت هوشمند، قرارداد اجتماعی انرژی، مهندسی علیه قاچاق، فساد نظام توزیع، صنعت غیررسمی مرزی، جراحی بزرگ اقتصادی






