ساسان باقرپناه
گاهی تلخترین صحنههای اقتصاد نه در گزارشهای رسمی، بلکه در سکوت یک دفتر کار رخ میدهد؛ لحظهای که مدیری پس از سالها همکاری، روبهروی یکی از کارکنان خود مینشیند و با صدایی که به سختی کنترل میشود میگوید: «کاش راه دیگری وجود داشت.»
در آن لحظه، نه کارمند تنها یک شماره پرسنلی است و نه کارفرما صرفاً صاحب یک کسبوکار. در برابر هم دو انسانی نشستهاند که سالها برای ساختن آیندهای بهتر تلاش کردهاند و اکنون هر دو قربانی شرایطی شدهاند که از اختیارشان خارج است.
در روزهای اخیر، در [LinkedIn] و دیگر شبکههای اجتماعی، رزومههای فراوانی منتشر میشود. پشت هر رزومه، داستان فردی نهفته است که تا دیروز عضوی مؤثر از یک تیم بوده و امروز با نگرانی از اجاره خانه، هزینه درمان، شهریه فرزندان و آینده خانواده خود به دنبال فرصتی تازه میگردد. هر رزومه، خلاصهای از سالها تجربه، تلاش و امیدی است که اکنون در برابر آزمونی دشوار قرار گرفته است.
در سوی دیگر، کارفرمایانی قرار دارند که ماههاست با تورم، رکود، کاهش فروش، دشواری تأمین مالی، افزایش هزینههای اجاره، بیمه، مالیات و نااطمینانی نسبت به آینده دستوپنجه نرم میکنند. بسیاری از آنان از منابع شخصی خود هزینه کردهاند، سودی برای خود برنداشتهاند و تنها برای حفظ مجموعه و صیانت از اشتغال کارکنان، زیان را پذیرفتهاند. اما گاه واقعیت آنقدر سخت میشود که ادامه مسیر از توان بنگاه خارج میشود.
در چنین لحظاتی، خداحافظی با یک همکار صرفاً پایان یک رابطه کاری نیست؛ گویی بخشی از تاریخ مشترک یک مجموعه ورق میخورد. سالها خاطره، اعتماد، تلاش و همکاری در چند جمله کوتاه خلاصه میشود. این صحنهها شاید در هیچ صورت مالی ثبت نشود، اما از انسانیترین و دردناکترین هزینههای بحران اقتصادی است.
در علم اقتصاد، بنگاههای کوچک و متوسط ستون فقرات اشتغال و تولید کشور به شمار میروند. هر شرکت کوچک، هر کارگاه و هر دفتر خدماتی، سنگری است که در آن برای حفظ معیشت دهها خانواده تلاش میشود. تعطیلی این بنگاهها تنها به معنای بسته شدن یک کسبوکار نیست؛ بلکه خاموش شدن چراغ خانههایی است که زندگیشان به استمرار همین فعالیتها وابسته است.
امروز این بنگاهها را باید بخشی از خط مقدم مقاومت اقتصادی دانست. صاحبان کسبوکارها، کارکنان، تولیدکنندگان و کارآفرینان، مدافعان خاموش اقتصادی هستند که در برابر تورم، نااطمینانی و فشارهای متعدد ایستادهاند تا چرخه تولید، خدمات و اشتغال متوقف نشود.
از همین رو، کشور بیش از هر زمان دیگری به «مدافعان اقتصاد» نیاز دارد؛ مدیران و سیاستگذارانی که با روحیهای مسئولانه و جهادی به میدان بیایند و اجازه ندهند این سنگرها یکی پس از دیگری فرو بریزد. امروز لازم است همه ظرفیتهای اجرایی، بانکی، مالیاتی، بیمهای و نظارتی برای حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط بسیج شود؛ از کاهش بروکراسی و تقسیط بدهیها گرفته تا تأمین سرمایه در گردش و ایجاد دورههای تنفس برای بنگاهها.
کاش در چنین روزهایی، صدایی از دل سیاستگذاری اقتصادی شنیده شود که با اطمینان بگوید: «ای مدافعان خاموش اقتصاد، تنها نیستید؛ ما داریم میآییم.»ما میآییم تا بار بحران را سبکتر کنیم، مسیر ادامه فعالیت را هموار سازیم و از خاموش شدن چراغ شرکتهایی جلوگیری کنیم که بقای آنها با معیشت هزاران خانواده گره خورده است.
پیام امروز بسیاری از فعالان اقتصادی و کارکنان ساده اما عمیق است: ما هنوز زندهایم. هنوز کار میکنیم. هنوز امید داریم. اما بسیاری از ما در حال استفاده از آخرین توان خود برای حفظ شرکتها، مشاغل و آینده خانوادهها هستیم.
پرسش اینجاست که آیا این صدا شنیده خواهد شد؟ آیا پیش از آنکه رزومههای بیشتری منتشر شود و خداحافظیهای بیشتری رقم بخورد، مدافعان اقتصاد به میدان خواهند آمد؟







