دلار: 230,395 تومان
یورو: 266,180 تومان
پوند انگلیس: 310,380 تومان
درهم امارات: 63,070 تومان
یوان چین: 34,610 تومان
دینار بحرین: 612,150 تومان
دینار کویت: 746,750 تومان
ریال عربستان: 61,590 تومان
دینار عراق: 147.9 تومان
لیر ترکیه: 4,825 تومان
ین ژاپن: 149,700 تومان
طلا 18 عیار: 23,209,800 تومان
انس طلا: 990,809,089.5 تومان
مثقال طلا: 100,748,000 تومان
طلا 24 عیار: 31,011,900 تومان
طلا دست دوم: 22,949,021 تومان
نقره 925: 458,120 تومان
سکه گرمی: 33,000,000 تومان
نیم سکه: 118,000,000 تومان
ربع سکه: 62,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 227,590,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,952,662,205 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 24,336,163 تومان
گازوییل: 339,855,664.5 تومان
نفت اپک: 28,363,928.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 230,395 تومان
یورو: 266,180 تومان
پوند انگلیس: 310,380 تومان
درهم امارات: 63,070 تومان
یوان چین: 34,610 تومان
دینار بحرین: 612,150 تومان
دینار کویت: 746,750 تومان
ریال عربستان: 61,590 تومان
دینار عراق: 147.9 تومان
لیر ترکیه: 4,825 تومان
ین ژاپن: 149,700 تومان
طلا 18 عیار: 23,209,800 تومان
انس طلا: 990,809,089.5 تومان
مثقال طلا: 100,748,000 تومان
طلا 24 عیار: 31,011,900 تومان
طلا دست دوم: 22,949,021 تومان
نقره 925: 458,120 تومان
سکه گرمی: 33,000,000 تومان
نیم سکه: 118,000,000 تومان
ربع سکه: 62,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 227,590,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,952,662,205 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 24,336,163 تومان
گازوییل: 339,855,664.5 تومان
نفت اپک: 28,363,928.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 05129916933
روزنامهطنز

کی از همه بدبخت‌تره؟ (طنز)

راضیه حسینی

بالاخره کاسه صبر وزیر محترم بهداشت به سر آمد و در اعتراضی کم‌سابقه اعلام کرد:«من وزیر خبر ندارم چه کسی می‌آید و بیرون می‌رود. فقط شدم ته رودخانه زخمی و جنازه جمع کن. به‌جای وزیر بهداشت بگذارید مدیرکل مرده شور خانه.»

وزرای دیگر که این حجم از اعتراض را دیدیند با خودشان فکر کردند مگر ما چی‌مان از آقای نمکی کمتر است؟ چرا او می‌تواند بر سر یک سری افراد (که ما آخرش نفهمیدیم چه کسانی هستند) فریاد بزند ولی ما نه؟ حالا که اینطور شد ما هم می‌آییم وسط میدان.

اولین زنگ را وزیرارتباطات به صدا درآورد و گفت: «با این شیوه که نمی‌شود کار کرد. من وزیر نمی‌دانم چه کسی دست‌ش گیر کرده توی دکمه فیلترینگ و ول‌کن هم نیست. با این اوضاع باید اسم من را بگذارید وزیر انسدادها. سر در وزات‌خانه هم بزنید «ما برای فصل کردن آمدیم/ کی برای وصل کردن آمدیم»»

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی هم رخصت طلبید و شروع کرد:«کدام کار آقایان، کدام رفاه. من نمی‌دانم چه کسانی نمی‌گذارند مردم در رفاه و آسایش باشند؟ کار را فقط به فامیل‌های خودشان می‌دهند و جوانان مستعد، آینده‌شان می‌رود روی هوا. این‌طوری که نمی‌شود. بنده مدیرکل بی‌کاری، بی‌پولی و جیب‌های خالی هستم.»

مطالب پیشنهادی

وزیر نفت از راه رسید و گفت: «اجازه بدهید. وضع هیچ‌کدام‌تان از من بدتر نیست. نفت دیگر دوزار نمی‌ارزد. کدام نفت، کدام پول؟ چه کشکی؟ باید بشوم وزیر آب. اصلاً آب هم نه فاضلاب.»

وزیر نیرو معترضانه وارد شد و گفت: «جناب وزیر نفت، لطفاً پای‌تان را توی کفش ما نکنید. آب، خودش وزیر دارد. در ضمن وضع من از همه شما بدتر است. اصلاً بدبخت‌‍ترو بیچاره‌تر از وزیر نیرو هم مگر داریم؟ یک سری افراد نامرئی طوری از برق و گاز و آب استفاده می‌کنند که دیگر چیزی برای مردم نمی‌ماند. پیش خودتان باشد، فکر می‌کنیم دست از ما بهتران در کار است. سپرده‌ایم چندتا جن‌گیر خوب بفرستند وزارت‌خانه بلکه فرجی شد. واقعاً دیگر نیرو نداریم. باید اسم‌مان را بگذارند رئیس وزارت‌خانه خسته.»

وزیر امور اقتصاد و دارایی با اعلامیه‌ای در دست رسید و آن را بر دیوار میدان کوبید و رفت. متن اعلامیه این بود: «طفلی به نام دارایی مدتی است گم شده. با چشمانی براق به درخشندگی سکه‌های تمام بهار آزادی و جیب‌هایی پر از پول با صدای زیبای جیرینگ جیرینگ. هرکس از او نشانی دارد ما را خبر کند.»

وزرای دیگر هم می‌خواستند وارد میدان شوند که وقت ناهار شد و همگی برای صرف غذا میدان را ترک کردند.

در میان خلوتی میدان، صدای گریه‌ای به گوش می‌رسید. برگه‌ای روی زمین افتاده بود و می‌گفت:«چرا هیچ‌کی منو دوست نداره؟ چرا کسی منو نمی‌بینه؟ اصلاً من می‌رم.»

برگه بیچاره توی هوا تاب خورد و رفت. رویش نوشته شده بود «استعفانامه»

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا