فاصله شایعه تا واقعیت، چرا بازار تشنه برای ۱۶۰ هزار تن ورق صف نکشید؟
زینب غضنفری
عرضه بیش از ۱۶۰ هزار تن ورق گرم فولاد مبارکه با قیمت پایه ۸۵ هزار تومان در بورس کالا، روایت کمبود کالا را با ثبت تقاضای ۹۷ هزار تنی به چالش کشید و باعث مهار جهش قیمت در بازار غیر رسمی و تعدیل انتظارات تورمی پس از بحران شد.
به گزارش عصراقتصاد، بازار ورق گرم فولاد در نخستین هفتههای پس از جنگ رمضان، شاهد یکی از عجیبترین جهشهای قیمتی خود بود؛ بازاری که پیش از تعطیلات نوروز 1405، قیمت پایه ورق گرم فولاد مبارکه در بورس کالا را در محدوده ۶۷، ۶۸، ۶۹ و نهایتا ۷۰ هزار تومان به ازای هر کیلو میدید، پس از حمله اول به زیرساختهای فولاد مبارکه در هفته فروردین و تکمیل این شرایط با حملات بعدی و شکلگیری نگرانی درباره تداوم تولید، در معاملات واسطهای با نرخهایی به مراتب بالاتر مواجه شد.
در برخی گزارشهای غیررسمی، قیمت ورق گرم حتی سر از محدوده ۱۲۰ تا ۱۴۰ هزار تومان درآورد؛ جهشی که همزمان با نگرانیهای عمومی درباره تامین کالا و آینده تولید شکل گرفت. ماجرا اما فقط به فولاد ختم نشد. در روزهای جنگ، بازار خودرو، مسکن، کنسرو، برخی کالاهای مصرفی و محصولات و مقطوعات فلزی نیز از موج انتظارات تورمی و با استدلال کمبود عرضه به شدت صعودی شدند و تاثیر گرفتند.
آمار رسمی معاملات نشان داد فاصله معناداری میان نگرانی روانی از کمبود کالا و نیاز واقعی صنایع وجود دارد؛ موضوعی که نشاندهنده شکلگیری حباب ناشی از انتظارات تورمی در بازار آزاد بود
در این میان، روایت و استدلال غالب افراد دلال و واسطهگر که محصولاتشان را دپو کرده بودند این بود که آسیب واردشده باعث شده فولاد مبارکه دیگر توان تولید ندارد، ورقی تامین نمیشود و در نتیجه قیمتها در بازار غیر رسمی باید بالا برود و ورق به کالایی کمیاب تبدیل خواهد شد. همین انتظار، به یکی از مهمترین موتورهای رشد قیمت در بازار غیر رسمی تبدیل شد.
شوک جنگی و آزمون عرضه در بورس کالا
در چنین شرایطی، نحوه مدیریت این مسئله از سوی سازمان حمایت، وزارت صمت و خود فولاد مبارکه بسیار تعیینکننده بود؛ بهطوریکه فولاد مبارکه از همان روزهای نخست و در اولین اطلاعیههای پس از اصابت و جنگ تاکید کرد که مشتریها نگران تامین کالای خود نباشند و نگرانی آنها درباره تامین ورق را بیپاسخ نگذاشت.
نقطه عطف این ماجرا اما هفتم اردیبهشتماه بود؛ روزی که اولین عرضه سنگین ورق گرم فولاد مبارکه پس از جنگ آگهی و کلید زده شد. جالب اینجاست که وقتی این عرضه آگهی شد، خیلی از همین سودجوها مخالفتهایی میکردند و به این مسئله انغلت وارد میکردند که این عرضه خالیفروشی است و فولاد مبارکه توان انجام این تعهدات را ندارد، تا از این طریق بتوانند ورقهای دپوشده خود را با قیمت بالاتر در بازار غیر رسمی عرضه کنند.
در هفتم اردیبهشت، ۱۶۰ هزار و ۵۰ تن ورق گرم در بورس کالا عرضه شد؛ در مقابل، مجموع تقاضای ثبتشده ۹۷ هزار و ۷۹۰ تن بود و در نهایت ۹۲ هزار و ۵۱۰ تن معامله شد. مهمتر اینکه این معاملات در قیمت پایه ۸۵ هزار تومان و بدون رقابت قیمتی معنادار انجام شد.
فولاد مبارکه با عرضه ۱۶۰ هزار تنی در بورس کالا و تامین نیاز نوردکاران و خودروسازان، زمینه بازگشت آرامش و تخلیه حباب قیمتی ورق گرم را در بازار فراهم کرد
این اتفاق یک سوال اساسی را پیش روی بازار قرار داد، اگر روایت کمبود شدید ورق تا آن اندازه قدرتمند بود که قیمت بازار غیر رسمی را به محدوده ۱۲۰ تا ۱۴۰ هزار تومان رسانده بود، چرا در نخستین عرضه بزرگ پس از جنگ، تقاضا حتی به اندازه حجم عرضه نبود؟
فاصله قیمت ادعایی تا رفتار واقعی تقاضا
به بیان سادهتر، فولاد مبارکه بیش از ۱۶۰ هزار تن ورق روی تابلو آورد، اما بازار برای کل این حجم صف نکشید. حتی بیش از ۶۷ هزار تن از حجم عرضهشده در آن عرضه معامله نشد.
این تفاوت میان قیمت ادعایی در بازار غیر رسمی و رفتار واقعی تقاضا در بورس کالا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بورس کالا برخلاف قیمتهای اعلامی یا معاملات محدود بازار غیر رسمی، بستری شفاف برای مشاهده حجم عرضه، تقاضا و قیمت معاملهشده بر اساس نرخ پایه و رسمی فراهم میکند.
گزارشهای منتشرشده در همان مقطع از دادوستدهای واسطهای نشان میدادند که برخی دلالان ورق را با قیمتهایی تا حدود ۱۴۰ هزار تومان نرخگذاری میکردند و کمبود احتمالی ورق را بهعنوان یکی از دلایل رشد قیمت مطرح میکردند. همزمان، رسانههایی نیز از خروج موجودیهای انبار و عقبنشینی قیمتها پس از اعلام عرضه رسمی فولاد مبارکه خبر دادند.
در واقع، اعلام عرضه سنگین فولاد مبارکه یک پیام مهم برای بازار داشت؛ قرار نیست هر ادعایی درباره کمبود، الزاما به معنای نبود کالا باشد.
تعدیل انتظارات صعودی و بازگشت اطمینان به تامین
حتی واکنش قیمتها نیز قابل توجه بود. گزارشهای منتشرشده پس از عرضه از کاهش محسوس قیمت ورق در بازار غیر رسمی خبر دادند؛ اتفاقی که نشان میداد صرف اعلام ورود حجم قابل توجهی ورق به بازار، توانسته بخشی از انتظارات صعودی واسطهها را تعدیل کند.
از سوی دیگر، عرضه فولاد مبارکه در روزهای بعد نیز ادامه پیدا کرد و عرضه اختصاصی ورق گرم برای مصرفکنندگان صنعتی، از جمله خودروسازان و نوردکاران، در برنامه قرار گرفت. بنابراین، آنچه در هفتم اردیبهشت اتفاق افتاد را نمیتوان صرفا یک عرضه مقطعی دانست؛ بلکه میتوان آن را تلاشی برای بازگرداندن اطمینان به تامین به بازاری دانست که تحت تاثیر شوک جنگی، با موجی از انتظارات قیمتی و حباب در بازار غیر رسمی مواجه شده بود.
تفکیک کمبود واقعی از اثرات روانی و هیجانی
نکته مهم دیگر این است که نباید همه افزایش قیمتها را صرفا به رفتار واسطهها نسبت داد. جنگ حوادثی واقعی رقم زد و طبیعی بود که اثراتی بر بازار داشته باشد. حتی در ادامه، وزارت صمت مجوز واردات ورق گرم برای جبران خطوط آسیبدیده در جریان حوادث را برای فولاد مبارکه صادر کرد؛ موضوعی که نشان میدهد مسئله تامین، صرفا یک ادعای ساختگی نبود.
اما در کنار این واقعیت، دادههای بورس کالا یک واقعیت دیگر را هم آشکار کرد، بین نگرانی از کمبود و کمبود واقعی فاصله وجود دارد.
شاید مهمترین درس اتفاقات اردیبهشت همین باشد. در شرایط جنگی، بازار بیش از هر زمان دیگری مستعد شکلگیری شایعه، قیمتسازی و رفتارهای هیجانی است.
تداوم شفافیت آماری در تالار معاملات مانع از شکلگیری قیمتهای کاذب در شرایط بحرانی میشود و جلوی سوءاستفاده دلالان از آسیبهای زیرساختی و فضای روانی را خواهد گرفت
وقتی خبر آسیب یک کارخانه بزرگ منتشر میشود، ممکن است پیش از آنکه حتی یک کیلو از تولید بازار حذف شود، انتظارات معاملهگران قیمتها را در فضای غیررسمی بالا ببرد.
هفتم اردیبهشت، فولاد مبارکه با عرضه ۱۶۰ هزار تنی خود عملا این پرسش را روی میز گذاشت که آیا بازار واقعا با کمبود مواجه است یا بخشی از التهاب قیمتی، محصول انتظارات و رفتار واسطهای بوده است؟پاسخ را نه در شعار، بلکه در تابلو معاملات میتوان دید.
۱۶۰ هزار و ۵۰ تن عرضه؛ ۹۷ هزار و ۷۹۰ تن تقاضا؛ ۹۲ هزار و ۵۱۰ تن معامله؛ و معامله در قیمت پایه ۸۵ هزار تومان.
گاهی برای فهمیدن اینکه کمبود واقعی است یا ساخته انتظارات، لازم نیست دنبال روایتهای پیچیده بگردیم؛ کافی است به عددها و قیمتهای پایه در تابلوی بورس کالا نگاه کنیم.








