ساسان باقرپناه
اقتصاد ایران در ماه های اخیر با چالش کمبود شوک مواجه نبوده است؛ بلکه شاید مهمترین مسئله آن، انباشت شوکهایی باشد که فرصت بازیابی را از اقتصاد گرفتهاند. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، افت سرمایهگذاری، فرسایش سرمایه در گردش بنگاهها، کاهش تقاضای مؤثر، افزایش هزینههای تولید و تجارت و نااطمینانیهای مستمر، پیش از هر اتفاق جدیدی نیز اقتصاد کشور را در شرایطی قرار داده بود که بسیاری از فعالان اقتصادی تنها برای حفظ بقا تلاش میکردند.
در چنین شرایطی، از سر گرفته شدن تنشها و درگیریهای روزهای ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ صرفاً یک رخداد سیاسی یا امنیتی نبود. این اتفاق شوکی جدید به اقتصادی وارد کرد که هنوز از شوکهای قبلی خارج نشده بود. تفاوت مهم نیز دقیقاً در همین نکته نهفته است. یک شوک اقتصادی زمانی بیشترین اثر را دارد که بر پیکر اقتصادی خسته و کمتوان وارد شود.
در علم اقتصاد، شدت اثر یک بحران تنها به اندازه خود بحران وابسته نیست؛ بلکه به میزان تابآوری اقتصاد در زمان وقوع آن نیز بستگی دارد. بیماری را تصور کنید که ماهها با ضعف جسمی دستوپنجه نرم کرده است. آسیبی که برای یک فرد سالم ممکن است قابل تحمل باشد، برای چنین بیماری میتواند بسیار سنگینتر باشد. اقتصاد ایران نیز امروز با شرایطی مشابه روبهرو است.
بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط در ماههای گذشته بخش مهمی از ذخایر مالی خود را برای حفظ فعالیت مصرف کردهاند. برخی از سود سالهای قبل را خرج کردهاند، برخی از سرمایه شخصی استفاده کردهاند و برخی دیگر توسعه کسبوکار خود را متوقف کردهاند تا بتوانند هزینههای جاری، حقوق کارکنان و تعهدات مالی خود را پوشش دهند. در ظاهر شاید این بنگاهها همچنان فعال باشند، اما واقعیت آن است که ظرفیت تحمل آنها نسبت به گذشته به شکل محسوسی کاهش یافته است.
مشکل اصلی اقتصاد امروز ایران تنها افزایش نرخ ارز یا نوسان بازارها نیست. مسئله اصلی افزایش مداوم هزینه فعالیت اقتصادی است. هزینه تأمین مالی افزایش یافته، هزینه تجارت افزایش یافته، هزینه تولید افزایش یافته و اکنون هزینه ریسک نیز به آن اضافه شده است. هر شوک جدید، لایه دیگری از هزینه را به اقتصاد تحمیل میکند.
این هزینهها معمولاً با تأخیر خود را نشان میدهند. در روزهای نخست، همه نگاهها به بازار ارز، طلا یا بورس معطوف میشود، اما اثر واقعی بحرانها معمولاً چند ماه بعد آشکار میشود؛ زمانی که سرمایهگذاریهای جدید انجام نمیشود، سفارشهای تولید کاهش مییابد، پروژهها به تعویق میافتند و بنگاهها ناچار میشوند منابع خود را به جای توسعه، صرف مدیریت ریسک کنند.
در چنین فضایی، افق تصمیمگیری نیز کوتاهتر میشود. فعال اقتصادی که زمانی برای چند سال آینده برنامهریزی میکرد، امروز برای چند ماه آینده نیز با تردید روبهرو است. واردکننده نمیداند هزینه تأمین کالای او در ماه آینده چه خواهد بود. تولیدکننده از ثبات قیمت مواد اولیه مطمئن نیست. صادرکننده درباره شرایط بازارهای هدف اطمینان ندارد و خانوار نیز قدرت خرید آینده خود را به درستی پیشبینی نمیکند. نتیجه چنین شرایطی، کاهش سرمایهگذاری و حرکت اقتصاد به سمت رفتارهای کوتاهمدت است.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، جلوگیری از انتقال هزینه شوکهای جدید به بخش مولد اقتصاد است. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که در دورههای بحرانی، دولتها تلاش میکنند بخشی از فشار واردشده بر کسبوکارها را جذب کنند تا روند بازیابی اقتصاد متوقف نشود. این حمایت الزاماً به معنای توزیع منابع مالی نیست؛ بلکه میتواند در قالب کاهش هزینههای غیرضروری، بازنگری در برخی فشارهای مالیاتی و بیمهای، تسهیل فرآیندهای اداری و کمک به حفظ نقدینگی بنگاهها صورت گیرد.
واقعیت این است که بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط امروز نه در مرحله رشد، بلکه در مرحله بازسازی قرار دارند. آنها هنوز در حال جبران هزینههای گذشتهاند و هر شوک جدید، فاصله آنها را با شرایط عادی بیشتر میکند. انتظار اینکه این بنگاهها همچنان با همان ظرفیت گذشته بار اصلی اشتغال، تولید و سرمایهگذاری را بر دوش بکشند، بدون آنکه بخشی از فشارها کاهش یابد، انتظاری واقعبینانه نیست.
اقتصاد ایران امروز بیش از هر چیز به فرصت بازیابی نیاز دارد. مسئله فقط عبور از یک بحران جدید نیست؛ مسئله جلوگیری از انباشت بحرانهایی است که هر بار بخشی از توان اقتصاد را فرسودهتر میکنند. اگر قرار است از تابآوری اقتصادی سخن گفته شود، این تابآوری نباید تنها از مردم، کارگران و کارفرمایان مطالبه شود. ساختارهای سیاستگذاری نیز باید سهم خود را در کاهش هزینههای تحمیلشده بر اقتصاد ایفا کنند.
موشکهایی که در روزهای اخیر شلیک شدند، تنها یک رویداد نظامی نبودند. آنها به اقتصادی اصابت کردند که پیش از آن نیز با زخمهای متعددی روبهرو بود.
به همین دلیل، اثر واقعی این شوک را نه فقط در بازارها، بلکه در ماههای آینده و در رفتار بنگاهها، سرمایهگذاران و خانوارها خواهیم دید.
اقتصاد خسته ایران بیش از هر زمان دیگری به ثبات، فرصت بازیابی و کاهش فشارهای غیرضروری نیاز دارد؛ زیرا هیچ اقتصادی نمیتواند بدون فرصت ترمیم، برای مدت طولانی زیر بار شوکهای متوالی دوام بیاورد.






