دلار: 189,210 تومان
یورو: 218,190 تومان
پوند انگلیس: 254,650 تومان
درهم امارات: 51,335 تومان
یوان چین: 28,190 تومان
دینار بحرین: 502,350 تومان
دینار کویت: 611,920 تومان
ریال عربستان: 50,380 تومان
دینار عراق: 133.1 تومان
لیر ترکیه: 3,970 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,433,500 تومان
انس طلا: 786,610,301.4 تومان
مثقال طلا: 80,102,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,655,200 تومان
طلا دست دوم: 18,244,373 تومان
نقره 925: 366,473 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 95,000,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,370,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,593,678,690 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 508,293.7 تومان
بنزین: 543,335.4 تومان
نفت خام: 14,503,135.7 تومان
گازوییل: 226,813,595.4 تومان
نفت اپک: 15,216,268.2 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 189,210 تومان
یورو: 218,190 تومان
پوند انگلیس: 254,650 تومان
درهم امارات: 51,335 تومان
یوان چین: 28,190 تومان
دینار بحرین: 502,350 تومان
دینار کویت: 611,920 تومان
ریال عربستان: 50,380 تومان
دینار عراق: 133.1 تومان
لیر ترکیه: 3,970 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,433,500 تومان
انس طلا: 786,610,301.4 تومان
مثقال طلا: 80,102,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,655,200 تومان
طلا دست دوم: 18,244,373 تومان
نقره 925: 366,473 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 95,000,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,370,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,593,678,690 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 508,293.7 تومان
بنزین: 543,335.4 تومان
نفت خام: 14,503,135.7 تومان
گازوییل: 226,813,595.4 تومان
نفت اپک: 15,216,268.2 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 120505250127
اقتصادروزنامه

از رویای رشد تا واقعیت بقا

ساسان باقرپناه

سال‌هاست که در ادبیات اقتصادی، از رشد، توسعه، سرمایه‌گذاری، افزایش تولید و رقابت‌پذیری سخن گفته می‌شود. این مفاهیم، ستون‌های اصلی هر اقتصاد پویا هستند و بدون تحقق آن‌ها، دستیابی به رفاه پایدار امکان‌پذیر نیست. اما پرسشی که امروز باید با صداقت به آن پاسخ داد این است که آیا بخش قابل توجهی از بنگاه‌های اقتصادی ایران هنوز فرصت فکر کردن به رشد را دارند، یا تمام توان خود را صرف بقا می‌کنند؟

رشد اقتصادی زمانی معنا پیدا می‌کند که بنگاه بتواند برای آینده برنامه‌ریزی کند؛ سرمایه‌گذاری جدید انجام دهد، نیروی انسانی جذب کند، فناوری خود را ارتقا دهد، بازارهای تازه پیدا کند و افق روشنی پیش روی خود ببیند. اما زمانی که اولویت یک بنگاه از توسعه به پرداخت حقوق کارکنان، تأمین سرمایه در گردش، حفظ مشتریان موجود و جلوگیری از تعطیلی تغییر می‌کند، اقتصاد عملاً از مرحله رشد عبور کرده و وارد مرحله بقا شده است.

واقعیت این است که طی سال‌های اخیر، بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی در محیطی فعالیت کرده‌اند که با نااطمینانی‌های متعدد همراه بوده است؛ از تورم مزمن و نوسانات شدید نرخ ارز گرفته تا تغییرات پی‌درپی مقررات، دشواری‌های تأمین مالی، مشکلات تجارت خارجی، افزایش هزینه‌های تولید و کاهش قدرت خرید خانوارها. هر یک از این عوامل به تنهایی می‌تواند رشد اقتصادی را کند کند، اما هم‌زمانی آن‌ها، شرایط را برای بسیاری از بنگاه‌ها به مراتب دشوارتر کرده است.

اقتصاددانان معتقدند مهم‌ترین سرمایه هر اقتصاد، قابلیت پیش‌بینی است. سرمایه‌گذار بیش از آنکه به سود امروز فکر کند، به ثبات فردا می‌اندیشد. زمانی که آینده قابل پیش‌بینی نباشد، سرمایه‌گذاری به تعویق می‌افتد، پروژه‌های توسعه‌ای متوقف می‌شوند و بنگاه‌ها به جای برنامه‌ریزی بلندمدت، تصمیم‌های کوتاه‌مدت و تدافعی اتخاذ می‌کنند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش سرمایه‌گذاری، افت بهره‌وری و کند شدن رشد اقتصادی خواهد بود.

این تغییر رفتار را امروز می‌توان در بسیاری از واحدهای تولیدی، شرکت‌های خدماتی و کسب‌وکارهای کوچک مشاهده کرد. بسیاری از مدیران دیگر درباره افزایش ظرفیت تولید یا ورود به بازارهای جدید صحبت نمی‌کنند؛ دغدغه اصلی آن‌ها پرداخت هزینه‌های جاری، حفظ نیروی انسانی و ادامه فعالیت است. این تغییر، شاید مهم‌ترین نشانه ورود اقتصاد از «مرحله رشد» به «مرحله بقا» باشد.

در این میان، بیشترین فشار بر دوش بنگاه‌های کوچک و متوسط قرار دارد؛ همان بنگاه‌هایی که در اغلب اقتصادهای جهان موتور اصلی اشتغال و نوآوری محسوب می‌شوند. این کسب‌وکارها معمولاً منابع مالی محدودی دارند و در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیرتر هستند. افزایش هزینه‌های تولید، کاهش تقاضا، دشواری دریافت تسهیلات و طولانی شدن دوره وصول مطالبات، حاشیه سود آن‌ها را کاهش داده و توان سرمایه‌گذاری مجدد را محدود کرده است.

با این حال، آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، هزینه فرصت این وضعیت است. هنگامی که یک بنگاه به جای سرمایه‌گذاری در فناوری، آموزش کارکنان، توسعه صادرات یا تحقیق و توسعه، منابع خود را صرف تأمین هزینه‌های جاری می‌کند، تنها یک شرکت آسیب نمی‌بیند؛ بلکه اقتصاد نیز بخشی از ظرفیت رشد آینده خود را از دست می‌دهد. کاهش سرمایه‌گذاری امروز، به معنای کاهش بهره‌وری و تولید فرداست.

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که بسیاری از کارآفرینان و تولیدکنندگان ایرانی در سال‌های اخیر، با وجود همه این دشواری‌ها، همچنان فعالیت خود را ادامه داده‌اند. آن‌ها نه تنها از بازار خارج نشده‌اند، بلکه تلاش کرده‌اند اشتغال موجود را حفظ کنند و چرخه تولید را متوقف نکنند. این تاب‌آوری، سرمایه ارزشمند اقتصاد ایران است؛ اما هیچ اقتصادی نمی‌تواند برای مدت طولانی تنها بر تاب‌آوری تکیه کند. تاب‌آوری، جایگزین اصلاحات ساختاری نیست.

اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به محیطی نیاز دارد که در آن تصمیم‌گیری برای فعالان اقتصادی قابل پیش‌بینی‌تر باشد. ثبات نسبی در سیاست‌های اقتصادی، کاهش مقررات متغیر، بهبود دسترسی به منابع مالی، تسهیل تجارت و حمایت از سرمایه‌گذاری، نه امتیاز، بلکه پیش‌نیاز بازگشت اقتصاد به مسیر رشد است. بدون این الزامات، حتی توانمندترین بنگاه‌ها نیز بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف مقابله با نااطمینانی خواهند کرد.

نکته مهم دیگر آن است که رشد اقتصادی صرفاً با افزایش تولید ناخالص داخلی سنجیده نمی‌شود. رشد واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که بنگاه‌ها انگیزه توسعه داشته باشند، سرمایه‌گذاری افزایش یابد، بهره‌وری ارتقا پیدا کند و امید به آینده در تصمیم‌های اقتصادی دیده شود. اقتصادی که در آن فعالان صرفاً برای زنده ماندن تلاش می‌کنند، هرچند ممکن است همچنان تولید داشته باشد، اما ظرفیت جهش و توسعه را به تدریج از دست خواهد داد.

امروز شاید مهم‌ترین وظیفه سیاست‌گذاری اقتصادی، بازگرداندن امید به فضای کسب‌وکار باشد؛ امیدی که نه با شعار، بلکه با ثبات، شفافیت و اصلاحات اقتصادی ایجاد می‌شود. اگر فعال اقتصادی احساس کند که می‌تواند برای سه یا پنج سال آینده برنامه‌ریزی کند، دوباره سرمایه‌گذاری خواهد کرد، نیروی کار جدید جذب خواهد کرد و به توسعه خواهد اندیشید.

اقتصاد ایران بیش از هر چیز، نیازمند عبور از «اقتصاد بقا» و بازگشت به «اقتصاد رشد» است. زیرا هیچ کشوری تنها با حفظ وضع موجود توسعه پیدا نکرده است. توسعه زمانی آغاز می‌شود که بنگاه‌ها از نگرانی برای بقا عبور کنند و دوباره رؤیای رشد را در سر بپرورانند؛ رؤیایی که تحقق آن، نه فقط به تلاش کارآفرینان، بلکه به کیفیت سیاست‌گذاری اقتصادی نیز وابسته است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا