مورد عجیب میت پوست کلفت
راضیه حسینی
«قیمت خاکسپاری در تهران ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافت.»
شانس آوردیم در فرهنگ و آداب و رسوممان راهی جز به خاک سپردن مِیِت وجود ندارد، وگرنه با این قیمتها حتماً متوفی هم اختلاف طبقاتی در کفنودفن را با تمام روح خود حس میکرد.
تصور کنید قیمتها همینطور بالا میرفت و از طرفی، تنوع در کفنودفن هم وجود داشت. مردم میتوانستند باتوجهبه قیمت تمام شده انتخاب کنند که فرد فوت شده را به خاک، باد، آب یا آتش بسپارند.
خاک که مخصوص خانوادههای پولدار بود. همانها که کلی زمین روی همین خاک به نام خود داشتند و جای پایشان سفت بود.
میت این خانوادهها مثل قبل به خاک سپرده میشد. مراسم شیک و مجللی هم در یکی از تالارهای شهر به یادش گرفته میشد و همه چیز، حتی قبل از خشکشدن دستهگلهای بزرگ ایستاده در مراسم ختم فراموش میشد. بعد هم نوبت تقسیم زمین و خاکهای بهجامانده از مرحوم میرسید و همه به جان هم میافتادند تا متراژ بیشتری از خاک و زمین نصیبشان شود.
اما اموات خانوادههای زیر خط فقر، که همیشه زندگیشان روی هوا بود و از زمین خدا حتی یکمشت خاک هم برای خودشان نداشتند، بسته به جایگاه و عمق فرورفتن در فقر، میتوانستند مدلهای مختلفی را تجربه کنند.
بعضیها شاید مثل برخی کشورها به آتش سپرده میشدند، بعضیها شاید با ابتکار خانواده به آب میرفتند و برخی هم ممکن بود با امضای بستگان درجهی یک، برای سیرکردن حیوانات گرسنه وقف طبیعت میشدند و به معده و رودهی جانوران میرفتند.
البته این وسط تعدادی هم برای انجام تحقیقات دانشگاهی میتوانستند به مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها سپرده شوند. این آخری کلاس علمی هم داشت و خیلی مناسب و شیک بود؛ اما احتمالاً آنقدر متقاضی زیادی داشت که کلی در صف انتظار بودند و دسترسی به این امکان راحت نبود. شاید حتی کلی آدم زنده و سالم برای چند ده سال بعد، جا رزرو میکردند!
باز جای شکرش باقی است این میزان از تنوع وجود ندارد و در نهایت میتوان به امور تحقیقاتی بهعنوان یک گزینه نگاه کرد. اموری که روی بدن میت زیر خط فقری تحقیق کند ببیند چطور توانست آن پایین، با حقوق حداقلی کارگری دوام بیاورد و زندگی کند، میزان ضخامت پوستش چهقدر بود و قلب و مغزش چهطور اینهمه فشار را تحمل میکردند؟
اصلاً شاید یکهو به کشف بزرگی در بدن یکیشان برسند. کشفی خاص و عجیب که جهان را دگرگون کند. کشفی به نام «مورد عجیب میت پوستکلفت»





