دلار: 188,600 تومان
یورو: 216,110 تومان
پوند انگلیس: 255,070 تومان
درهم امارات: 52,071 تومان
یوان چین: 27,910 تومان
دینار بحرین: 501,420 تومان
دینار کویت: 610,480 تومان
ریال عربستان: 50,226 تومان
دینار عراق: 141.9 تومان
لیر ترکیه: 4,045 تومان
ین ژاپن: 116,402 تومان
طلا 18 عیار: 18,253,400 تومان
انس طلا: 749,864,170 تومان
مثقال طلا: 79,032,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,326,500 تومان
طلا دست دوم: 18,001,795 تومان
نقره 925: 329,784 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 94,860,000 تومان
ربع سکه: 53,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,630,000 تومان
آلومینیوم: 599,446,240 تومان
مس: 2,558,204,348 تومان
سرب: 352,998,848 تومان
نیکل: 3,231,685,518 تومان
قلع: 10,110,846,000 تومان
روی: 675,395,460 تومان
گاز طبیعی: 544,488.2 تومان
بنزین: 619,965.9 تومان
نفت خام: 14,925,804 تومان
گازوییل: 221,461,664 تومان
نفت اپک: 16,249,776 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,600 تومان
یورو: 216,110 تومان
پوند انگلیس: 255,070 تومان
درهم امارات: 52,071 تومان
یوان چین: 27,910 تومان
دینار بحرین: 501,420 تومان
دینار کویت: 610,480 تومان
ریال عربستان: 50,226 تومان
دینار عراق: 141.9 تومان
لیر ترکیه: 4,045 تومان
ین ژاپن: 116,402 تومان
طلا 18 عیار: 18,253,400 تومان
انس طلا: 749,864,170 تومان
مثقال طلا: 79,032,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,326,500 تومان
طلا دست دوم: 18,001,795 تومان
نقره 925: 329,784 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 94,860,000 تومان
ربع سکه: 53,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,630,000 تومان
آلومینیوم: 599,446,240 تومان
مس: 2,558,204,348 تومان
سرب: 352,998,848 تومان
نیکل: 3,231,685,518 تومان
قلع: 10,110,846,000 تومان
روی: 675,395,460 تومان
گاز طبیعی: 544,488.2 تومان
بنزین: 619,965.9 تومان
نفت خام: 14,925,804 تومان
گازوییل: 221,461,664 تومان
نفت اپک: 16,249,776 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 23129918994
روزنامهعصر انقراض (طنز)

فقط به ‌خاطر تو (طنز)

راضیه حسینی

تمام سال چندرغاز چندرغاز پس‌انداز کرده بود تا به این مغازه برسد. پشت ویترین ایستاد، زیر نور چراغ طوری می‌درخشیدند که چشم را می‌زد. به پول‌های توی دستش نگاه کرد و به چشم‌های منتظر همسرش فکر کرد. تمام طلاهایش را برای خرید ماشین قسطی فروخته بود و این کمترین کاری بود که می‌توانست برایش بکند.

با جعبه کوچک قرمزی که ربانی زیبا، شکل پاپیون رویش بود از مغازه بیرون زد. شاید یک شاخه گل رز قرمز، زیبایی این جعبه ارزشمند را بیشتر می‌کرد. اما تمام پولش برای خرید هدیه خرج شده بود و فقط اندازه یک بلیت مترو پول داشت. بسته را داخل روزنامه‌ای پیچید و بعد توی یک پلاستیک مشکی و بعد هم داخل جیب سمت راستی کاپشنش گذاشت. جیب چپی سوراخ بود. زنش وقتی برای بار پنجاهم می‌دوخت‌ گفت که دیگر تارو پودش وا رفته و سوزن انگار دارد هوا را می‌دوزد.

مترو خیلی شلوغ بود. حواسش چهارچشمی به جعبه بود. دست‌ش را روی جیب گذاشت و از وسط جمعیت خودش را به کناری رساند. دل توی دل‌ش نبود تا به خانه برسد. از اول ازدواج‌شان تا حالا که ده سال ‌گذشته، هدیه‌ای به این باارزشی به زنش نداده بود. مترو در ایستگاهی ایستاد و یک‌هو مردی با عجله از کنارش رد شد و چنان تنه‌ای به او زد که نقش بر زمین شد. در عرض چند ثانیه‌ای که طول کشید تا دست در جیب‌ش کند نزدیک بود قل‌ش از حرکت بایستد، نکند جعبه را دزیده باشد، نکند تمام یک سال زحمت به باد رفته باشد؟

نفس راحتی کشید. جعبه سرجای خودش بود. خطر از بیخ گوشش گذشت.

بالاخره به مقصد رسید. دل توی دلش نبود. وارد خانه شد. زن توی آشپزخانه بود و اصلاً متوجه آمدن مرد نشد. چشم‌هایش را از پشت گرفت. زن جیغ کوتاهی کشید. _چشمات رو ببند و دستات رو بیار جلو.

زن دست‌هایش را جلو آورد. مرد جعبه را از داخل پلاستیک مشکی و بعد از وسط روزنامه بیرون آورد و گذاشت توی دست‌های زن.

زن چشم‌هایش را باز کرد. مات و مبهوت به جعبه ربان‌پیچ‌شده نگاه کرد.

اول ربان و بعد در جعبه را باز کرد. اشک در چشم‌هایش حلقه بست و کم‌کم تبدیل به سیل شد. از پشت پرده اشک به مرد نگاه کرد و… (تصویر پرید روی ده دقیقه بعد)

هر دو درکنار هم نشسته بودند. زن دست کرد توی جعبه و یکی را برداشت. تق، شکست. مغزش را گذاشت توی دهانش، چشمانش را بست و رفت توی خاطرات بچگی، همان زمانی که می‌توانست مشت مشت پسته از توی آجیل عید بردارد و بخورد.

پسته بعدی را به مرد داد. حالا فقط دوتا مانده بود. تق، بعدی  را شکست و دوباره همان مزه شور و خوشمزه.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا