فقط چون چارهای ندارند
راضیه حسینی
وزیر ارتباطات: «در خاموشیهای بیشتر از دو ساعت، بهناچار ارتباطات قطع میشود.»
همین که میگویید «بهناچار» برای ما کلی ارزش دارد. نشان میدهد مسئولان چهقدر به فکر ما هستند و همواره در تلاش هستند تا هیچوقت ارتباطات قطع نشود.
حس خوبی به ما دست میدهد، فکر میکنیم چهقدر درک میشویم و چهقدر حالمان برای مسئولان مهم است. درست است پیشازاین نقلقول هم ما نهتنها با قطعی ارتباطات بیگانه نبودیم؛ بلکه دیگر خانهزادمان شده بود، اما همین که شنیدیم مسئولان میگویند «بهناچار» این اتفاق رخ میدهد و دست آنها نیست، دیگر همه چیز در ذهنمان حل شد.
کاش باقی مسئولان هم از این کلمهی جذاب استفاده کنند. مثلاً هر وقت خواستند برق، آب، گاز و… را قطع کنند یک «بهناچار» در جمله بگذارند. باور کنید مثل آب روی آتش است. یکطوری آدمیزاد را آرام میکند که انگارنهانگار مشکلی دارد. حتی ممکن است به مشکل بخندد و بهراحتی با آن مواجه شود.
مثلاً اگر شخصی در حمام مشغول شستن سرش بود و به ناگاه برق و آب با هم قطع شد و کف تا عمیقترین نقطهی چشم وی نفوذ کرد و اشکش را درآورد، بهمحض اینکه به یاد بیاورد مسئولان گفتهاند «بهناچار برق و آب را قطع میکنیم» گل از گلش میشکفد و قاهقاه میخندد.
البته این مورد فقط در مورد مسئولان صدق میکند و برعکس، کاربردی ندارد. مثلاً اگر ما بگوییم «از بس همه چیز گران است بهناچار مجبوریم نخریم و نپوشیم و نخوریم.» توجیهی ندارد و مسئولان را راضی نمیکند. این نشان از بیعرضگی ما در زمینهی تهیهی اقلام و کالاهای اساسی دارد.
ما در هیچ زمینهای ناچار به انجام کاری نیستیم حتی اگر آنقدر نداشته باشیم که جانمان در برود، باز هم باید یک چارهای پیدا کنیم و جانمان را نگه داریم که در نرود!
اصلاً چه معنی دارد مردم عادی ناچار به انجام کاری باشند، اینهمه امکانات دوروبرمان ریخته است، مسئولانی داریم که تا ناچار نباشند چیزی را قطع نمیکنند، دیگر مشکلمان چیست؟
حتماً خوشی زده زیر دلمان!






