دلار: 190,815 تومان
یورو: 217,180 تومان
پوند انگلیس: 255,680 تومان
درهم امارات: 51,755 تومان
یوان چین: 28,270 تومان
دینار بحرین: 505,570 تومان
دینار کویت: 615,950 تومان
ریال عربستان: 50,802 تومان
دینار عراق: 148 تومان
لیر ترکیه: 4,050 تومان
ین ژاپن: 117,271 تومان
طلا 18 عیار: 18,456,600 تومان
انس طلا: 773,502,949.2 تومان
مثقال طلا: 80,402,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,746,300 تومان
طلا دست دوم: 18,312,478 تومان
نقره 925: 351,791 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,590,000 تومان
آلومینیوم: 598,682,062.5 تومان
مس: 2,601,375,170.5 تومان
سرب: 359,396,236.2 تومان
نیکل: 3,225,275,343.4 تومان
قلع: 10,109,569,515 تومان
روی: 670,667,021.2 تومان
گاز طبیعی: 547,448.2 تومان
بنزین: 645,966 تومان
نفت خام: 15,595,309.9 تومان
گازوییل: 228,737,573.1 تومان
نفت اپک: 16,060,898.5 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 190,815 تومان
یورو: 217,180 تومان
پوند انگلیس: 255,680 تومان
درهم امارات: 51,755 تومان
یوان چین: 28,270 تومان
دینار بحرین: 505,570 تومان
دینار کویت: 615,950 تومان
ریال عربستان: 50,802 تومان
دینار عراق: 148 تومان
لیر ترکیه: 4,050 تومان
ین ژاپن: 117,271 تومان
طلا 18 عیار: 18,456,600 تومان
انس طلا: 773,502,949.2 تومان
مثقال طلا: 80,402,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,746,300 تومان
طلا دست دوم: 18,312,478 تومان
نقره 925: 351,791 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,590,000 تومان
آلومینیوم: 598,682,062.5 تومان
مس: 2,601,375,170.5 تومان
سرب: 359,396,236.2 تومان
نیکل: 3,225,275,343.4 تومان
قلع: 10,109,569,515 تومان
روی: 670,667,021.2 تومان
گاز طبیعی: 547,448.2 تومان
بنزین: 645,966 تومان
نفت خام: 15,595,309.9 تومان
گازوییل: 228,737,573.1 تومان
نفت اپک: 16,060,898.5 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 240305246279
جامعه و فرهنگروزنامه

وقتی آینه‌ها مه‌آلود می‌شوند؛ از شفافیتِ غایب تا سقوطِ اعتماد

علیرضا محمودی فرد؛ پسادکترای حرفه‌ای آینده‌پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه‌ها

در روزگاری که هر شهروندی با یک گوشی هوشمند می‌تواند لحظه‌ای از زندگی عمومی را ثبت و روایت کند، هنوز پرسش ساده‌ای بی‌پاسخ می‌ماند: «مسئول کجا رفت و با چه منطقی چنین تصمیمی گرفت؟» این پرسش، هسته‌ی مرکزی بحرانی به‌نام «بی‌اعتمادی» است؛ بی‌اعتمادی‌ای که ریشه در خاکِ خشکیده‌ی «عدم شفافیت» دارد، نه در ذاتِ بدخواهانه‌ی مسئولان.

بگذارید صریح بگوییم: مهم‌ترین و موثرترین علتی که مردم به مسئولان پشت می‌کنند، فقدانِ شفافیتِ هدفمند و مستمر است؛ نه عملکردِ ضعیف، نه حتی گاهی فساد، بلکه تاریک‌خانه‌ای که در آن معلوم نیست چه کسی، بر چه مبنایی، با چه هزینه‌ای و برای چه کسی تصمیم گرفته است. مردم وقتی به مسئول بدبین می‌شوند که ندانند چراغ‌های اتاق تصمیم‌گیری چه وقت روشن می‌شود.

از منظر ارتباطات و علوم سیاسی، شفافیت فقط انتشار داده نیست؛ بلکه «دسترسیِ بی‌واسطه و قابل‌فهم» به فرآیند تصمیم‌سازی، منابع مالی و معیارهای ارزیابی است. متاسفانه در بسیاری از ساختارها، شفافیت به «انتشار گزارش‌های غیرقابل‌خواندن در پایگاه‌های گمنام» تقلیل یافته است؛ این، نه شفافیت که توهین به شعور جمعی است.

سه لایه از شفافیت را باید بازتعریف کنیم:

۱. شفافیت رویه‌ای: مردم باید بدانند برای گرفتن یک مجوز، پرونده‌ی فردی کجا می‌رود، چه کسی آن را می‌بیند و بر چه اساسی رأی می‌دهد؛ ابهام در فرآیند، مادرِ توطئه‌پنداری است.

۲. شفافیت نتیجه‌ای: عملکرد مسئول باید قابل مقایسه با اهداف اعلام‌شده باشد. کافی است بگوییم «ما جاده ساختیم»، اما اگر معلوم نباشد چند درصد اعتبار صرف آسفالت و چند درصد صرف تبلیغات شده، نتیجه دیده نمی‌شود.

۳. شفافیت جبرانی: وقتی خطایی رخ می‌دهد، پنهان‌کاری سم مهلک‌تری از خود خطاست؛ سازمان‌هایی که جسارت اعلام علنیِ اشتباه را داشته‌اند، باز هم اعتماد را بازسازی کرده‌اند.

اما چرا این مسئله تا این حد پررنگ است؟ به‌دلیل یک قاعده‌ی روان‌شناختی ساده به‌نام «نقصِ تقارن اطلاعاتی». مسئول همیشه از خود بیشتر می‌داند تا مردم؛ این شکاف را فقط شفافیتِ برنامه‌ریزی‌شده پر می‌کند. اگر مسئول داوطلبانه اطلاعات را با زبانی ساده و ابزارهایی در دسترس منتشر نکند، مردم به‌اجبار «تفسیرِ بدبینانه» را انتخاب می‌کنند؛ از دید شهروند، سکوت یعنی تقصیر، تاخیر یعنی تخلف و کلی‌گویی یعنی دروغ.

تجربه‌ی جهانی نشان داده است که شفافیت هزینه‌ی اولیه دارد (زمان، مهارت، تغییر فرهنگ و …) اما سود آن اعتمادِ ارزان و پایدار است. کشورهایی که «دولت باز» (open government) را نهادینه کرده‌اند، نه‌تنها فساد کمتری دارند، بلکه مشارکت سیاسی و مالی مردم هم بیشتر است؛ جالب آن‌که در همین جوامع، انتقاد از مسئولان همچنان تند است، اما بی‌اعتمادیِ سیستمی تبدیل به واکنشِ مقطعی به خطا می‌شود، نه حالتِ پیش‌فرض.

راهکار پیشنهادی در سه گام خلاصه می‌شود:

گام اول: شفافیت اجباریِ معکوس

قانونی تصویب شود که هر مسئولی موظف است «پاسخ به هر پرسش عمومی درباره‌ی تصمیم خود» را ظرف ۷۲ ساعت به‌صورت مستند و ساده منتشر کند؛ نبودِ پاسخ، به‌معنای پذیرشِ اشتباه تلقی شود.

گام دوم: رسانه‌ای کردن صورت‌جلسات

خلاصه‌ی صورت‌جلسات شوراها و جلسات کلیدی (با حذف موارد امنیتیِ محض) باید به‌زبانی روزنامه‌ای در رسانه‌های عمومی منتشر شود؛ سنگین‌نویسی و پیچیده‌گویی، مصون‌کننده نیست؛ متهم‌کننده است.

گام سوم: نشانِ شفافیت

یک گواهی سالانه با عنوان «نشانِ شفافیت» برای دستگاه‌هایی طراحی شود که مستقلانه ارزیابی می‌شوند؛ نبود این نشان، برای مردم یعنی «احتیاط کنید».

در پایان، بیایید روراست باشیم: مردم از اشتباه نمی‌ترسند؛ از پنهان‌کاری می‌ترسند. جامعه‌ای که مسئولانش اشتباه خود را فریاد می‌زنند، آسیب‌ناپذیرتر از جامعه‌ای است که اشتباه را در زیرزمین پنهان می‌کنند. شفافیت نه هدیه‌ی مسئول به مردم، که حقِ اولیه‌ی مردم و وظیفه‌ی حداقلیِ مسئول است.

از امروز هر کجا سوالی بی‌پاسخ ماند، بدانید آینه‌ی اعتماد یک ترک عمیق خورده است و این ترک را فقط نورِ شفافیت می‌تواند ترمیم کند، نه چسبِ منافع کوتاه‌مدت و نه بتونه‌ی تهدید و وعده.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا